عشقی
به سه چیز تکیه نکن
غرور، دروغ و عشق
آدم با غرور می تازد
با دروغ می بازد
و با عشق می میرد
|
تنها ای دل که تنهایی هیچ غصه ای نداری تو آسمون ستاره هست حتی اونم نداری وقتی غصه داری حتی یک نفر هم نداری که بشه مونست وقتی خسته ای هیچ کس نیست که کلوله بار خستکیت رو از تنت بیرون کنهوقتی تنهایی یک نفر رو میخوایی که باهاش درد و دل کنی اما نداری وقتی میخوایی سری رو شونه های کسی بزاری حتی اونم نداری وقتی د لت برای کسی تنگ میشه میخوایی اونو از تو رویاهات بکشی بیرون و باهاش حرف بزنی اما نداری |
|
تو مرا میفهمی من تو را میخوانم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم و تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی
غروب رفتن تو لحظه هايم را شکستم...زير بارون جدايی با خيال تو نشستم...
بی تو تنها گريه کردم تو شبهای بی ستاره....انتظارت رو کشيدم تا که برگردی دوباره...
پشت شيشه روز و شبها دل به بارون ميسپارم...من برای گريه هايم چشمه ها رو کم ميارم...
انتظار با تو بودن منو از پا در مياره...ترس از اين دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره

صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت
را نثارم كني..
...............................................................................
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده
قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من
به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
..............................................................................
تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در
پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني
حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني
به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي
رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي
وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه
فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه
قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني
خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني
حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم
امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم
حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو
حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني
حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني
حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات
به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات
وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري
حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره
حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر
امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر
حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني
بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني
حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي
رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي
حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن
حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن
کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت
وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري
ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري
حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه
به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه
حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني
غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني
حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ
عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ
حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني
حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن
پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن
اگر خواستیم چیزی را خرج زندگی کنیم ، بهتر است که آن را خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم . (شکسپیر)
اگه یه همزبون می خوای ،
یه یار مهربون می خوای ،
خودشو حیرونت کنه ،
جونشو قربونت کنه ،
اصلا رو من حساب نکن !!!
*
*
اگه دلت گرفته برو پایین
.
.
اگه فکر می کنی هیچ کس دوستت نداره برو پایین
.
.
اگه خیلی تنها موندی برو پایین
.
.
یعنی اینقدر بدبختی؟!!! خاک تو سرت!!!
وعده کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر با تو از این گونه خطاها نکنم
بوسه دادی یو چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم![]()
حتی برای شعر کمی شور و حال نیست
دیگر همه به حال بدم خو گرفته اند
دلتنگی ام برای عزیزان سوال نیست
تقویم خاک خورده و از یاد رفته ام
در من نشان تازه ای از ماه و سال نیست
بگذار برگ های مرا باد پر دهد
بگذار نا تمام بمانم،خیال نیست
من خود به چشم دیده ام این را که گفته اند
هر جا که شوق پر زدنی هست، بال نیست
ای دست مرگ، میوه ی عمر مرا بچین
باور کن این که در دل من مانده،کال نیست